حسين مروج
51
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
موارد استعمال : زوجه من اضناه المرض تا يكسال پس از طلاق ، از زوج ارث مىبرد . جواهر الكلام اطراف مشهورة - به عضوهاى زير ، « اطراف مشهوره » اطلاق مىشود : دست ، پا ، چشم ، گوش و بينى . جواهر الكلام ؛ حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه موارد استعمال : مقصود از طرف مادون نفس است و لو اينكه به اطراف مشهوره نرسد . شرح لمعه ، كتاب قصاص اطعمت الأشجار - به معناى « درختها ، ميوه و ثمر دادند » است . موارد استعمال : در كتاب مزارعه آمده است : الأشجار و الكرم اذا اطعمت . طلبة الطلبه ، كتاب مزارعه اطعمة - يعنى چيزهايى كه قابل خوردن هستند . در مقابل « اشربه » استعمال مىشود كه به معناى نوشيدنيهاست . كشاف ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : از خوردنىها گوشت خوك حرام است و آنچه مسكر باشد نوشيدنش حرام است . شرح لمعه اطّلاع - ظاهر شدن و آگاه كردن . لازم و متعدّى مىآيد . قاموس قرآن در فقه ، به معناى اشراف و از بالا نگاه كردن است . اطلاع به عورت ديگران حرام است . شرح لمعه ؛ قاموس قرآن اطلاق - زن را طلاق دادن . در فقه ، عقدى را كه جارى كنند و در آن هيچگونه شرطى و يا قيدى نسبت به محل تسليم ثمن و مبيع ذكر نشود ، است . شرح لمعه موارد استعمال : در اطلاق لفظ بستان زمين و اشجار داخل معامله مىباشد . شرح لمعه ، كتاب متاجر اطلاق الغريم قهرا - با زور و غلبه و فرارى دادن است ، به طورى كه نتواند او را دستگير كند . شرح لمعه موارد استعمال : اطلاق الغريم ، موجب مىشود كه شخص او را احضار نمايد و يا دين او را پرداخت كند . شرح لمعه ، كتاب كفالت اطلاق المزارعة - عقد مزارعه را بهطور مطلق و بدون قيد نوع زراعت و . . . انجام دادن است . شرح لمعه موارد استعمال : در صورت اطلاق المزارعة ، عامل مىتواند زراعت مورد علاقهء خود را بكارد . شرح لمعه ، كتاب مزارعه اطلاق المساقات - عقد مساقات را بين طرفين بدون قيد و توضيحى نسبت به كارهايى كه عامل مىبايد انجام دهد ، جارى كردن است . شرح لمعه موارد استعمال : در صورت اطلاق مساقات ، عامل بايد تمام كارهاى مربوط به سال زراعى را انجام دهد . شرح لمعه ، كتاب مساقات اطلاق المضاربة - عقد مضاربهاى است كه در آن نسبت به تجارت عامل شرطى قيد نشده باشد . شرح لمعه